مرتضى مطهري

70

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

است و احتياجى به ساير ادله نبود ، ولى متأسفانه نه در سيرهء ابن هشام و نه در صحيح بخارى ( 1 ) ( ج 5 ، ص 162 ) چنين چيزى وجود ندارد و اينجاست كه خواننده حق دارد در امانت و حسن نيت آقاى سيد عبداللطيف ترديد كند . ط . از كتاب مردى مراكشى كه نام كتاب التراتيب الاداريه ( كذا ) [ است ] نقل مىكند كه او از كتاب معروف الشفاء قاضى عياض نقل كرده است كه در فصلى تحت عنوان « تعليمات براى هنر خوشنويسى » نقل كرده است كه پيغمبر شخصاً جوانان مسلمان از آن جمله زيد بن ثابت و جابر بن عبدا لله و معاويه را خوشنويسى تعليم مىداد عليهذا پيغمبر نه تنها نويسنده بود ، خوشنويس بود . بايد به كتاب شفا ى قاضى عياض مراجعه شود . بعيد نيست كه اين نقل نيز مانند نقل سابق باشد . ى . مىگويد : بخارى در كتاب العلم نقل كرده كه پيغمبر يك وقتى نامه اى به على داد ( 2 ) و دستور داد كه نامه محرمانه است و نام گيرنده را به خاطر بسپارد و نامه را به او برساند . وقتى كه پيغمبر نامه اى دارد كه حتى از على كتمان مىكند ، پس قطعاً جز خودش كسى ديگر از آن آگاه نيست ، پس خود پيغمبر نويسندهء نامه بوده است . آنچه در صحيح بخارى ، جلد . . . ، صفحه . . . است اين است : . . . ( 3 )

--> ( 1 ) صحيح بخارى در آخر جلد سوم ، ص 242 ( كتاب الشروط ، باب الشروط فى الجهاد و الصلح مع اهل الحرب ) نيز اين قضيه را نقل كرده . در آنجا نيز ندارد كه رسول اكرم به دست خود نوشت ، ولى در ص 299 از جلد 3 دارد ( 2 ) رجوع شود به صحيح بخارى ، جلد اول ، صفحهء 25 و بحار ، جلد 6 ، صفحهء 575 ( جريان غزوهء بنى العشيره ) . در هيچ كدام على نامه بر نبوده است ( 3 ) [ در نسخهء اصل دستنويس مطلب ناتمام مانده است . ]